۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

يك ويرگول(!) در «مورد عجيب رُكسانا»!

يك ويرگول(!) در «مورد عجيب رُكسانا»!



بابک داد

همه در انتظار بودند كه ببينند مسئولان، «ويرگول(،)معروف» را كجاي جمله «بخشش لازم نيست زندانيش كنيد» مي گذارند! آيا بعد از كلمه «بخشش» خواهند گذاشت؟ يا بعد از«لازم نيست»؟ خوشبختانه آنها ويرگول را بعد از«بخشش» گذاشتند و شد«بخشش، لازم نيست زندانيش كنيد!» اما اگر ويرگول را بعد از كلمه «لازم نيست» مي گذاشتند و جمله نهايي مي شد: «بخشش لازم نيست، زندانيش كنيد!» قضايا خيلي پيچيده تر از اين مي شد. ماجراي ركسانا صابري نشان داد در سيستم قضائي كشور ما، سرنوشت و هستي متهمان به يك «ويرگول» ناقابل بسته است! يعني ظرف مدت كوتاهي مي توان از خبرنگار به جاسوس تبديل شد و از جاسوسي با هشت سال زندان، به شهروندي آزاد مبدل گشت! زيرا آن «ويرگول» معجزه مي كند! اين ميان هنوز «نسبت» آن حكم اوليه (هشت سال زندان) با حكم آزادي خانم ركسانا صابري قابل هضم نيست. كجاي اين سيستم، دچار اشكال است كه هيچ نسبت معقولي در اين پرونده و برخي پرونده هاي مشابه بين «اتهام اوليه» و «جرم!» و «حكم اوليه» و «حكم تجديدنظر» وجود ندارد؟اين ابهام همچنان باقي است كه بي پايه بودن آن «جرم جاسوسي» را بايد باور كرد؟ يا «رأفت انساني» و آزادي ايشان را بايد ناشي از «فشارهاي خارجي» ارزيابي نمود؟ اگر در مراجع قضايي ايران، تصميمات و احكام صادره، مستقل از «فشارهاي خارجي» صادر مي شوند،و اگر دادگاه «عالي» تجديدنظر، با صدور حكم آزادي خانم صابري عملا" «اتهام جاسوسي» او را «ابطال» مي كند، پس «اتهام اوليه جاسوسي» را بايد زير سئوال برد. از سويي اگر آن اتهام به ركسانا صابري «بي اساس» نبوده، اين ميان يك سئوال كوچولو باقي مي ماند! اينكه سرنوشت اتهام «جاسوسي» او چه شد؟! و با چه معياري مي توان يك جاسوس را آزاد كرد؟ «اين همه رأفت و مهرباني» با شخصي كه به او «اتهام سنگين جاسوسي» وارد شده، به چه دليل است؟ آيا اين همه رأفت انساني بدليل «فشارهاي شديد خارجي» نبوده؟ آيا بدليل «تابعيت آمريكايي ركسانا» نبود كه تمام مقامات و مطبوعات كشورش و حتي اتحاديه اروپايي و ژاپن و... براي «دفاع از حقوق شهروندي» او برخاستند و به تكاپو براي حفظ حقوق او اهتمام كردند؟ و آيا اين تمايز و تفاوت بين «حقوق شهروندي» او و ساير زندانيان با تابعيت ايراني مانند دانشجويان و منتقدين، باعث دلسردي همه ايرانياني نخواهد شد كه به عدالت و رأفت انساني مسئولان كشور درباره تمامي فرزندان ايران زمين «چشم اميد» دوخته اند؟«پيام ضمني» اينگونه تفاوت ها و تبعيض ها چيست؟ چرا تا مدتها از يك دانشجوي بازداشتي،كمترين خبري هم به خانواده نگرانش نمي دهند، ولي يكباره يك «جاسوس» را آزاد مي كنند؟ چرا بايد فشارهاي خارجي، تضمين كننده اجراي عدالت درباره افراد باشد؟ و تكليف شهروندان بي پناهي كه از «لابي و ديپلماسي يا فشار خارجي» برخوردار نيستند، چيست؟ آيا نمي شود همين «رأفت و عدالت و دقت نظرها» را درباره بچه هاي دانشجوي خودمان و ساير منتقدين دلسوزي كه براي بيان نظرشان يا دريافت حقوق صنفي شان به زندان افتاده اند، انجام بدهيم؟ كساني كه جرمشان نه «جرم سنگين جاسوسي»، بلكه غالبا" «بيان نظرشان» و يا «مطالبه حقوقشان» بوده است. خوب است مقامات دلسوز در كشور از «قضيه ركسانا صابري» محمل و بهانه اي بسازند براي رعايت چنين دقت و دلسوزي و رأفت انساني براي «همه شهروندان ايراني» تا داشتن تابعيت ايراني، يك «امتياز» باشد. چه ايرادي دارد اگر در دادگاههاي فرزندان دانشجوي مان هم دقت نظرهايي شبيه پرونده خانم صابري صورت بگيرد و «رئيس جمهور مهرورز» براي اجراي عدالت در مورد همگي آنان «بيانيه» بدهند و نمايندگان دستگاههاي نظارتي كشور و رسانه هاي مستقل هم اجازه حضور در دادگاهها را داشته باشند؟ نه اينكه در اخبار بشنويم وكلاي مدافع هم مي گويند به دادگاه موكل قانوني، راهشان نداده اند! و يا بدون اطلاع وكيل، حكم متهمي را اجرا كرده اند!( وكيل خانم دلارا دارابي مدعي است كه موكلش را در صبح يك روز جمعه، بدون حضور خانواده و بدون اطلاع وكيلش، در زندان رشت به دار آويخته اند!) آرزوي بزرگي نيست اگر بخواهيم مسئولان محترم، همانطور كه درباره خانم ركسانا صابري «رأفت انساني» نشان دادند و از «جرم جاسوسي»او هم گذشت كردند، «پاي حكم» همه دانشجويان و منتقدين زنداني، آن «ويرگول(،)معروف» را جابجا كنند و عملا" نشان بدهند «رأفت انساني» فقط يك «سوغاتي مخصوص براي خارجي ها» نيست. اگر بدليل «فشارهاي خارجي»، «ناگزير» مي شويد يك «متهم به جاسوسي» را آزاد كنيد، چرا در برابر فرزندان خودمان كه «اتهامشان» به مراتب «سبك تر از جرم جاسوسي» است، كمي از اين «رأفت و صبوري» را به كار نمي بنديد؟ اگر مي توانيم «جور دشمنان» را با صبوري «تحمل» كنيم، چرا با خودي ها و فرزندان كشورمان «به مراتب بهتر و مهربانانه تر» رفتار نكنيم؟ به قول سعدي بزرگ: «چو مي توان به صبوري كشيد جور عدو» «چرا صبور نباشم كه جور يار كشم؟ »

هیچ نظری موجود نیست: