۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه

چه قدر با «انتقاد» همنشین می شوید؟

چه قدر با «انتقاد» همنشین می شوید؟



شاید برای خود شما اتفاق افتاده باشد یا دفعات زیادی شاهد بروز آن از جانب اطرافیانتان بوده اید و دست کم در جوامع عمومی ، محل کار یا از طریق رسانه ها، افراد سرشناس و معروفی را دیده اید که در زمان پاسخ گویی به انتقاد دیگران عرصه را بر خود تنگِ تنگ تصور می کنند و با پرخاشگری و عدم پاسخگویی درست و منطقی به سوالات سعی بر گشاد نمودن عرصه دارند!!
تا به حال با انتقادی که دیگران در مورد شما کرده اند خلوت کرده اید؟ به انتقاد از چه زاویه ای می نگرید؟ نابود کننده یا سازنده؟ از آن می هراسید یا با آغوش باز پذیرای آن هستید... تا به حال حق را به انتقاد گر داده اید یا با چوب و چماق دنبال او گذاشته اید؟ می توانید از انتقاد به عنوان بالی برای رسیدن به اوج استفاده کنید یا آن را ابزاری مزاحم زایده حسادت و حس کم بینی افراد دور و بر خود می دانید؟
در این جا به برداشت ذهنی دسته از افراد: مثبت گرا و منفی گرا نسبت به انتقاد دیگران نگاهی می کنیم، امیدوارم با تحلیل اجمالی این دو، به خوبی روشن شود که انتقاد پله ای است طلایی برای رسیدن به اهداف با معنای واقعی...
اصولا افراد مثبت گرا،به واسطه داشتن احساس خوشایند و دید خوش بینانه نسبت به زندگی و آفریده های آن، دارای اعتماد به نفسی منطقی هستند که آن ها را از باور اظهار نظرات منفی و باز دارنده دیگران به دور می دارد و تنها نکات سازنده و واقعی انتقادات است که در آن ها اثر گذاشته و تغییرشان می دهد.
این افراد در هر زمان از انجام اهداف و برنامه های خود، مشتاقانه جویای شنیدن اظهارنظر و انتقاد اطرافیان هستند، آن ها معتقدند که دیگران با مطرح کردن نظرات و پیشنهادات یا هرگونه انتقاد خود سعی بر بهتر کردن برنامه ها دارند. این افراد انتقادکنندگان را دوستانی مهربان می دانند که با اشاره به خطاها و اشتباهات، باعث پیشرفت و موفقیت خواهند شد. آن ها به راحتی به انتقادات دیگران گوش فرا می دهند ، جلسه پرسش و پاسخ را در کمال متانت و آرامش به کنترل می گیرند و با روی خوش به سوالات و ابهامات پاسخ می دهند و سوء تفاهم ها را به راحتی از میان بر می دارند.. آن ها درخلوت خود ساعت ها در انتقادات غرق می شوند، تمام وجوه آن ها را در نظر می گیرند و در آخر از آن استفاده ای کاملا بهینه می نمایند، هدف آن ها رسیدن به معنای واقعی موفقیت است، نه انجام ظاهری کار.
افراد انتقادپذیر به این فکر نمی کنند که فرد انتقاد کننده از خود او ارشدتر باشد، موفق تر ، بزرگتر یا تحصیلکرده تر است. آن ها هر انتقادی را به نفع خود می پذیرند ولو از یک کودک کم سن و سال باشد. آن ها در نظر دیگران افرادی منطقی، باشخصیت و باظرفیت هستند که توانایی حل مشکلات را به خوبی دارند.
افراد منفی گرا از زمین و زمان گله دارند، به هر چیز شکاکند و همه کس را دشمن خود می داند.
به هر اتفاقی بدبینند و باورهای منفی خود را به اندازه چندین برابر به تصویر می کشند. آنها به شدت از انتقاد و انتقادگر فراریند، معتقدند که موقعیت فعلی آن ها نشان دهنده این است که هیچ وقت در تصمیماتشان اشتباه نمی کنند و هر کاری را که انجام داده اند درست ترین و بهترین بوده است. افراد بدبین تحمل شنیدن انتقاد دیگران را ندارند و معمولا جلسات پرسش و پاسخ را به چالش و درگیری می کشانند که این امر خود عامل کاهنده ای درخصوص اعتبار و شخصیت فرد در نظر مخاطبین می باشد و شخص بدبین بی توجه به آن علیرغم این که نتوانسته نظر دیگران (هرچند اشتباه) را در مورد عملکرد خود مساعد سازد، با پرخاش و درگیری باعث تضعیف افکار عمومی در رابطه با شخصیت و رفتار خود هم می شود.
این افراد هیچ وقت از انتقاد و مشاوره دیگران به نفع خود استفاده نمی کنند و اعتماد به نفس کاذب آنها باعث عدم رسیدن به آن چه واقعا می توانستند باشند می شود ، آن ها انتقاد را ابزاری می دانند که افراد کم بین و حسود برای خراب کردن موقعیت وی به کار می برند و مدعیست که هیچ یک از منتقدین نمی توانند موقعیت و شرایطی را که او برای انجام کار دارد به درستی درک کنند و به قول معروف از بیرون گود شعار می دهند.
افراد منفی گرا که تحمل انتقادراندارندودر مقابل انتقاد کوچک دیگران خشم می کنند وبه فرد منتقد توهین نموده با خشم پاسخ می دهند در نظر دیگران اشخاصی بی ظرفیت، پرخاشگر و غیرمنطقی هستند که نه توانایی انجام کار را به خوبی دارند و نه اینکه می توانند مشکلات را بدون چالش از بین ببرند.

هیچ نظری موجود نیست: