۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

چرا جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین حساس است؟

چرا جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین حساس است؟

سنی نیوز :چون در مقام عمل، جمهوری اسلامی فقط بر مساله فلسطین تمرکز کرده و از مسلمانان دیگری که در گوشه و کنار جهان با غیر مسلمانان درگیرند از جمله مسلمانان چچن، حمایتی به عمل نمی‌آورد، بنابراین، نوعی تناقض در رفتارش نمود پیدا می‌کند که برای توجیه آن از موضوع حمایت از امت اسلامی عدول کرده و پای منافع ملی را پیش می‌کشد.

ایران اظهارات دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا را در مورد رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین، بی‌اساس و بی‌ربط دانست.

آقای میلیبند روز دوشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل گفته بود ایران درد و رنج فلسطینی‌ها را دستمایه سودجویی خود قرار داده است.

نمایندگی ایران در سازمان ملل با توزیع بیانیه‌ای در بین نمایندگان شورای امنیت، ضمن رد قاطع اظهارات آقای میلیبند، بریتانیا را به آنچه “همدستی با رژیم صهیونیستی در جنایاتش علیه مردم فلسطین” نامید، متهم کرد.

وزیر خارجه بریتانیا در نشست وزیران خارجه عضو شورای امنیت سازمان ملل که برای تاکید بر ضرورت شتاب در روند صلح خاورمیانه بر مبنای تاسیس کشور مستقل فلسطینی، برگزار شده بود، بخشی از اظهارات خود را به مسلح کردن دوباره حزب‌الله لبنان و برنامه هسته‌ای ایران اختصاص داد و تاکید کرد که جمهوری اسلامی از درد و رنج فلسطینی‌ها به سود خود بهره‌برداری می کند.

ایران به عنوان یک کشور غیر عرب و دور از مرزهای اسرائیل، به صورت حامی سرسخت گروههای اسلامگرای ضد اسرائیلی در لبنان و سرزمین‌های فلسطینی عمیقا درگیر بحران خاورمیانه شده است، به طوری که بسیاری از کشورهای غربی و عربی آن را به تلاش برای جلوگیری از امضای پیمان صلح نهایی بین اسرائیل و اعراب متهم می‌کنند.

میزان حمایت ایران از گروههای فلسطینی و لبنانی به حدی است که علت آن برای بسیاری از ایرانی ها نیز معما شده است، بخصوص اینکه این مساله به یکی از موضوعات اصلی چالش ایران با بخش اعظم جامعه جهانی تبدیل شده است.

در مورد اینکه ایران با چه انگیزه‌ای تا بدین اندازه درگیر مناقشه‌ای دور از مرزهای خود شده است، دیدگاههای متفاوتی در بین ایرانیان وجود دارد.

طبق یک دیدگاه، ماهیت ایدئولوژیک نظام اسلامی ایران، دخالت در مساله فلسطین را برای رهبران جمهوری اسلامی به امری اجتناب‌ ناپذیر تبدیل کرده است.

بر مبنای این نظر از آنجا که نظام اسلامی ایران بر اساس فقه و احکام شریعت اداره می‌شود و در فقه و احکام شریعت نیز پدیده‌ای به نام ملت – دولت (کشور) تعریف نشده است، بنابراین، جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را بر نظریه‌ امت یکپارچه اسلامی استوار کرده است که طبق آن هیچ بخشی از سرزمین‌های اسلامی نباید به غیر مسلمانان واگذار شود و هر مسلمانی در هر گوشه‌ای از جهان در مبارزه‌اش با غیر مسلمانان باید مورد حمایت قرار گیرد.

البته مقام‌های جمهوری اسلامی بر پایبندی خود به نظریه امت اسلامی تاکید می‌کنند، اما چون در مقام عمل، جمهوری اسلامی فقط بر مساله فلسطین تمرکز کرده و از مسلمانان دیگری که در گوشه و کنار جهان با غیر مسلمانان درگیرند از جمله مسلمانان چچن، حمایتی به عمل نمی‌آورد، بنابراین، نوعی تناقض در رفتارش نمود پیدا می‌کند که برای توجیه آن از موضوع حمایت از امت اسلامی عدول کرده و پای منافع ملی را پیش می‌کشد.

منافع ملی در واقع دیدگاه دومی است که در باره رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین مطرح می‌شود. طبق این دیدگاه، رهبران جمهوری اسلامی عمل‌گرا تر از آن فرض می‌شوند که سیاست خارجی خود را بر پدیده‌ای انتزاعی به نام ایدئولوژی بنا کنند. بر این مبنا گفته می‌شود؛ از آنجا که اسرائیل دشمن ایران است و خیال حمله به آن را در سر می‌پروراند، در مقابل جمهوری اسلامی نیز با کشاندن صحنه نبرد به مرزهای اسرائیل، نه فقط برای آن دردسر ایجاد می کند بلکه آن را از حمله به ایران نیز باز می دارد.

از این نگاه، سرگرم کردن اسرائیل و بسط نفوذ ایران در بین گروههای لبنانی و فلسطینی، منطبق با منافع ملی ایران است و باید ادامه پیدا کند.

منتقدان این دیدگاه اما با تحلیل پایه‌های خصومت بین ایران و اسرائیل، به روابط خوب دو کشور در زمان سلطنت پهلوی اشاره می‌کنند و می‌گویند اسرائیل به خودی خود منافع متناقضی با ایران به عنوان یک کشور ندارد و در واقع قصد رهبران جمهوری اسلامی برای نابودی اسرائیل، پایه و اساس دشمنی دو کشور شده است، به طوری که اگر جمهوری اسلامی موجودیت اسرائیل را نفی نکند، اسرائیل هم به نوبه خود کاری با ایران نخواهد داشت.

طبق یک دیدگاه دیگر، حساسیت بالای جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین، به تعارض بینش آن با بینش دنیای غرب مربوط می‌شود.

از ابتدای انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ کشورهای غربی نظام جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر و به رسمیت نشناختن دمکراسی متهم کرده‌اند و این اتهام‌ها به نحوی مشروعیت نظام را در بین افکار عمومی داخل و خارج ایران، هدف گرفته است.

در مقابل، جمهوری اسلامی هم که به آنچه دموکراسی و حقوق بشر غربی می نامد، باور ندارد، به نوبه خود می‌کوشد تا ضمن رد ارزش‌های غربی، وفاداری کشورهای غربی به حقوق بشر را مورد چالش قرار دهد و بحران خاورمیانه بهترین زمینه این کار است.

جمهوری اسلامی معمولا به صورتی گسترده رفتار اسرائیل با مردم فلسطین را مورد پوشش رسانه‌ای قرار می‌دهد و در همان حال، آمریکا و متحدان اروپایی و آسیایی‌اش را به حمایت از این نوع رفتارها متهم می‌کند.

این نوع برخورد، هم ارزش های غربی در بین مسلمانان را مورد تردید و بدبینی جدی قرار می‌دهد و هم به باور برخی افراد، بهانه‌ای برای نقض حقوق شهروندان ایرانی و پرهیز از پاسخگویی ایران در این مورد را فراهم می‌کند.

قاعدتا پایان مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها تمام زمینه‌های فوق را از بین می‌برد و طبق یک نظر، جمهوری اسلامی که از نظم ناشی از پذیرفته شدن اسرائیل در جغرافیای خاورمیانه عمیقا نگران است، نمی‌خواهد که بحران خاورمیانه نقطه پایانی داشته باشد.

ظاهرا تا زمانی که مناقشه خاورمیانه استمرار داشته باشد و کشور مستقل فلسطینی بر نقشه جهان ظاهر نشود، طبیعی است که جمهوری اسلامی هم می‌تواند به سهم خود، از آن سود ببرد.

منبع: بی بی سی

هیچ نظری موجود نیست: