۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

پیکر دلارا دارابی در باغ رضوان رشت به خاک سپرده شد



محمد مصطفايي يكى از وكلاى دلارا در نامه ايى نوشت : پیکر دلارا دارابی در حضور صدها نفر از دوستان و آشنایانش، در باغ رضوان به خاک سپرده شد.عموي دل آرا در اين باره به خبرنگارروزنامه اعتماد گفت؛ ساعت 30/6 صبح جمعه از زندان با منزل برادرم تماس گرفتند و گفتند قرار است تا لحظاتي ديگر حکم دل آرا اجرا شود. زماني که برادرم با من تماس گرفت، اصلاً نمي توانست حرف بزند چرا که به ما گفته بودند حکم او مطابق دستور رئيس قوه قضائيه براي مدت دو ماه متوقف شده است. لحظاتي بعد سراسيمه خودمان را به مقابل زندان رسانديم. هيچ کس جلوي در زندان نبود. همين طور که داشتيم با نگهبان صحبت مي کرديم تا بتوانيم وارد زندان شويم و حداقل در لحظات آخر دل آرا را ببينيم يا اينکه از اولياي دم بخواهيم از خون اين دختر بگذرند، صداي آژير آمبولانس را از داخل محوطه شنيديم. وي ادامه داد؛ زماني که آمبولانس از محوطه خارج شد، ديديم روي آن نوشته شده؛ «مخصوص پزشکي قانوني». من و خانواده برادرم مي دانستيم داخل آن جسد برادرزاده 23ساله ام قرار دارد اما پذيرش موضوع براي ما سنگين بود. بالاخره اجازه ورود به محوطه را به ما دادند. به دفتر زندان که رسيديم به ما گفتند حکم اجرا شد و براي گرفتن جسد دل آرا بايد به پزشکي قانوني برويم. کار از کار گذشته بود. ما حتي در لحظه آخر هم نتوانستيم دل آرا را ببينيم. دل آرا حق داشت پدر و مادرش را براي آخرين بار ببيند. وي در مورد اينکه حکم به دل آرا ابلاغ شده بود يا نه، گفت؛ دل آرا پنجشنبه شب با مادرش تماس گرفته و صحبت کرده بود. او به مادرش گفته بود چرا اولياي دم رضايت نمي دهند مگر نه اينکه همه شرايطي که گفته بودند، اجرا کرديم و قرار بود آنها بعد از اجراي اين شرايط اعلام رضايت کنند. دل آرا هم تا پايان شب از اينکه قرار است جمعه اعدام شود، باخبر نبود. او هم مانند ما زماني که براي اجراي حکم پاي چوبه دار رفت، متوجه ماجرا شد. عموي دل آرا در مورد اينکه لحظه اعدام چه اتفاقي افتاد، گفت؛ ما در آنجا نبوديم اما آن طور که به ما گفتند تنها يکي از فرزندان مقتول که در رشت زندگي مي کند، در زمان اجراي حکم در محل حضور داشت. مطابق گفته کساني که زمان اجراي حکم در آنجا بودند، دل آرا از تنها ولي دمي که در آنجا بود مي خواست حکم را اجرا نکند اما فرزند مقتول با بيان اين جمله که خون را با خون مي شوييم، طناب را به گردن دل آرا انداخت و او را قصاص کرد. وي در مورد اينکه چرا حکم در روز تعطيل و بدون اعلام قبلي اجرا شد.» بنا بر اين گزارش 10 روز پيش زماني که خبر اجراي قريب الوقوع حکم دل آرا در روزنامه ها منتشر شد، اولياي دم مقتول نامه يي خطاب به رسانه ها نوشتند و از مظلوميت خودشان سخن گفتند، در ضمن خواستار اين شدند که دل آرا قتل را بپذيرد، وکيلش را عزل کند و نامه يي براي عذرخواهي بنويسد تا آنها از اجراي حکم صرف نظر کنند. به رغم اينکه دل آرا و خانواده اش تمام شرط ها را پذيرفتند و آنها را اجرا کردند، اين حکم صبح ديروز اجرا شد.دل آرا پنج سال پيش در 17سالگي به اتهام قتل دخترعموي پدرش به زندان افتاد و بعد از اعتراف اوليه بارها بر بي گناهي اش تاکيد و اقرار قبلي اش را نفي کرد.او بعد از محاکمه در دادگاه اول به قصاص محکوم شد و بعد از آن عبدالصمد خرمشاهي وکالت او را برعهده گرفت. با اعتراض خرمشاهي پرونده به ديوان عالي کشور رفت اما حکم قصاص مورد تاييد قرار گرفت. خرمشاهي يک بار ديگر به راي صادره اعتراض کرد و زماني که پرونده براي استيذان نزد آيت الله هاشمي شاهرودي رفت، حکم قصاص نقض شد. خرمشاهي در ايرادات خود آورده بود روز حادثه دل آرا و پسر مورد علاقه اش با هم به خانه مهين رفتند. اگرچه دل آرا در تحقيقات اوليه قتل را به گردن گرفته، اما از آنجايي که وي چپ دست است نمي توانسته از پشت ضربه به سمت راست مقتول زده باشد و اگر يک بار ديگر صحنه قتل بازسازي شود، وي مي تواند بي گناهي خودش را ثابت کند. ضمن اينکه دل آرا دختري ريزنقش و هنرمند است که با توجه به شرايط جسمي و روحي که دارد، نمي توانسته مرتکب قتل شود. با اين استدلالات راي صادره نقض و پرونده يک بار ديگر به شعبه هم عرض فرستاده شد.دل آرا در دور دوم محاکمه هم گفته هايش را تکرار کرد و گفت؛ پسر مورد علاقه ام به من گفته بود شخصي قصد دارد خانه مهين را با سندي جعلي بفروشد. او از من خواست وي را به خانه مهين ببرم تا در مورد اين ماجرا با او صحبت کند. وقتي وارد خانه شديم مهين بلند شد تا از ما پذيرايي کند ولي من به قصد کمک به آشپزخانه رفتم و از او خواستم بنشيند. وقتي برگشتم ديدم اميرحسين با چوب بر سر مهين کوبيده و پيرزن روي زمين افتاده است. آنقدر ترسيده بودم که نمي دانستم بايد چه بکنم. اميرحسين از من خواست برايش چاقو بياورم. من هم اين کار را کردم. بعد از پشت با چاقو مهين را زد و او را به قتل رساند سپس هر آنچه در کشوها بود، برداشت و فرار کرد.دل آرا در ادامه دفاعياتش گفت؛ من کيفم را در خانه مقتول جا گذاشته بودم. اميرحسين حاضر نشد به داخل خانه برود و آن را بياورد به همين خاطر با پسري که خواستگارم بود، تماس گرفتم و از او کمک خواستم. او هم قبول کرد، به خانه مهين رفت و کيف را برداشت و بيرون آورد. من به منزل خودمان رفتم و به اين فکر مي کردم که چطور بايد موضوع را به خانواده ام بگويم که يکباره پدرم به خانه آمد و با پليس 110 تماس گرفت و بدون اينکه از من چيزي بپرسد، مرا تحويل پليس داد. متوجه شدم پسري که خواستگار من بود، براي اخاذي از پدرم به او زنگ زده و موضوع را به او گفته است. من در بازداشتگاه بودم که اميرحسين را هم آوردند. در آنجا او از من خواست قتل را گردن بگيرم تا او اعدام نشود. وي به من گفت چون من 18 سالم نشده، مرا اعدام نمي کنند اما او را قصاص مي کنند و من هم که از خانواده ام رانده شده بودم، قتل را گردن گرفتم. اما زماني که فهميدم پدرم قصد دارد به من کمک کند، تصميم گرفتم واقعيت را بگويم. زماني که قتل را گردن گرفتم چيزي براي از دست دادن نداشتم اما زماني که رابطه ام با خانواده ام بهبود يافت و آنها متوجه شدند من ضارب نبودم، همه چيز برايم تغيير کرد. دفاعيات دل آرا در جلسه دوم محاکمه اش کارساز نبود و وي بدون اينکه صحنه قتل مجدداً بازسازي و خواسته وکيل اين دختر برآورده شود، يک بار ديگر به قصاص محکوم شد. اين حکم مراحل قانوني خود را طي کرد و براي اجرا به شعبه اجراي احکام زندان رشت فرستاده شد. به رغم تلاش هايي که در اين چند سال شخصيت هاي هنري و سياسي کشور انجام دادند و ديدارهايي که با اولياي دم داشتند، آنها حکم قصاص دل آرا را اجرا کردند. پس از انتشار خبر اجراي حکم تلاش خبرنگار ما براي پرس وجو در مورد اينکه چرا به رغم دستور رئيس قوه قضائيه مبني بر توقف حکم، قصاص اجرا شده است، به نتيجه نرسيد.عبدالصمد خرمشاهي وکيل دل آرا که بنا بر خواسته اولياي دم مقتول چند روز پيش از سوي اين دختر نقاش عزل شده بود، در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ من صبح ديروز از طريق خانواده دل آرا از اجراي حکم وي باخبر شدم و نمي دانم چرا اولياي دم به رغم اينکه تمام خواسته هايشان عملي شده بود، حکم دل آرا را اجرا کردند. البته نامه عزل من از طرف دل آرا هنوز به دستم نرسيده است و اين موضوع را به من به صورت تلفني اطلاع داده اند ضمن اينکه به جز من دل آرا وکيل ديگري هم داشت و حتي اگر عزل من ابلاغ مي شد، بايد زمان اجراي حکم به محمد مصطفايي همکارم در اين پرونده ابلاغ مي شد. وي گفت وگوي بيشتر در مورد آن را به آينده موکول کرد. اين حکم در حالي اجرا شد که عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه پيش از اين اعلام کرده بود کليه احکام قبل از اجرا بايد به وکيل مدافع متهم ابلاغ شود و ابلاغ نکردن آن، کاري غيرقانوني است.در عين حال محمد مصطفايي نيز با انتقاد از اجراي حکم قصاص دل آرا بدون ابلاغ قبلي و در روز تعطيل گفت؛ اول اينکه تمام شروطي که اولياي دم مقتول براي اعلام گذشت تعيين کرده بودند، اجرا شده بود. ضمن اينکه طبق قانون و آيين نامه اجراي احکام قصاص و اعدام، زمان اجراي حکم بايد به وکيل محکوم عليه اعلام شود و اگر محکوم، وکيل خود را عزل کرده باشد حتماً بايد مراتب به وکيل عزل شده ابلاغ شود که عزل آقاي خرمشاهي به او ابلاغ نشده بود ضمن اينکه من نيز در اين پرونده وکالت داشتم و بايد زمان اجراي حکم را به من ابلاغ مي کردند. حتي در مواردي که محکوم، وکيلش را عزل مي کند بايد از او بخواهند وکيل جديدي را براي حضور در زمان اجراي حکم معرفي کند چون ممکن است فرد در آخرين لحظه خواسته يي داشته باشد يا دلايلي براي بي گناهي اش ارائه بدهد اما در پرونده دل آرا در اجراي حکم عجله شد و هيچ کدام از اين اقدامات صورت نگرفت. مصطفايي ادامه داد؛ علاوه بر اينها هفته گذشته در کميسيون حقوقي و قضايي مجلس مقرره يي از قانون مجازات اسلامي به تصويب رسيد که مطابق آن اطفال زير 18 سال به شرط اينکه بلوغ فکري نداشته باشند، قصاص نمي شوند. با توجه به اينکه اين مقرره از طرف خود دستگاه قضايي به مجلس ارائه شده بايد صبر مي شد تا اين قانون مراحل تصويب را پشت سر بگذارد و در واقع اين لايحه مي توانست بهانه يي براي جلوگيري از احکام باشد. بنابر اين گزارش به رغم تمامي ابهامات موجود، پرونده اتهامي دل آرا ساعت 6صبح جمعه با قصاص وي بسته شد اما نقاشي هاي اين دختر هنوز روي ديوارهاي حياط زندان رشت در برابر چشم هم بندي هايش قرار دارد.

هیچ نظری موجود نیست: