۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

چه کسی حضرت زهرا (س) را اذيت کرد؟ به قلم : آیت الله محسنی بسطامی

چه کسی حضرت زهرا (س) را اذيت کرد؟ به قلم : آیت الله محسنی بسطامی


سنی نیوز: این حدیث معروف ازرسول خدا(ص)رابارها شنیده اید…قال رسول الله (ص):فاطمه بضعه منی من آذاها آذانی…فاطمه(س)پاره تن من است هر کس اورا بیازارد مرا آزرده است…این حدیث از جمله احادیث معتبر ومورد قبول است اما هم اینجا وهم در بسییاری از جاهای دیگر یک سوال مهم باقی است..
اين خبر قبلا با اين آدرس نشر شده است، بخاطر اهميت موضوع دوباره در اين ايام نشر شد: https://www.sunni-news.com/?p=۱۳۷۵
به قلم : آیت الله محسنی بسطامی
چه کسی حضرت زهرا (س) را اذيت کرد؟
این حدیث معروف از رسول خدا (ص) را بارها شنیده اید …قال رسول الله (ص) : فاطمه بضعه منی من آذاها آذانی ……فاطمه (س) پاره تن من است ..هر کس اورا بیازارد مرا آزرده است …این حدیث از جمله احادیث معتبر ومورد قبول است اما هم اینجا وهم در بسییاری از جاهای دیگر یک سوال مهم باقی است ..سوالی که گاه اصلا پرسیده نمیشود یا کمتر به علی (ع) در دوران زندگی مشترک با زهرا (س) عاشق دختر ابوجهل شده بود ..واین عشق علی را به سمتی کشانده بود که در آستانه ازدواج با او قرار داشت …زمزمه هایی در شهر پیچیده بود وپچ پچ سخنان زنان کم کم به خانه زهرا نیز کشیده شد….زهرا باور نمیکرد که علی (ع) ممکن است همسر دیگری هم داشته باشد …..
زهرا در غم واندوه فرورفت ودر گوشه اطاق خانه آرام میگریست ….پیامبر طبق عادت معمول سراغ دخترشان آمدند ..فاطمه برای پیامبر بسیار عزیز بود تا آنجا که اورا ام ابیها یا مادر پدرش نام نهاده بودند …..اویادگار بزرگ خدیجه بود وخدیجه نام زنی بود که هر گاه به زبان کسی می امد اشک در چشمان پیامبر حلقه میزد ….پیامبر به خانه فاطمه آمدند اما اینبار دخترشان را محزون واندوهگین یافتند ….از اوعلت را پرسیدند اما فاطمه سخنی نمی گفت …با اصرار زیاد پیامبر فاطمه لب گشود و موضوع را بیان کرد …..چهره پیامبر خشمگین شده بود ….رسول خدا خانه فاطمه را ترک کرد وبه مسجد آمد ….نماز ظهر نزدیک بود ومومنین آرام آرام جمع میشدند وصفهای نماز یکی از پس از دیگری شکل میگرفت ….پیامبر به جمعیت خیره شده بود وعلی را در آن میان جستجومیکرد …..
علی (ع) وارد مسجد شد ودر صف نخست جای گرفت ….موقع نماز بود ..اما اینبار پیامبر قبل از نماز سخنی داشتند …رسول خدا رو به جمعیت حاضر کرد ..جمعیتی که همگی از این سخن مطلع بودند اما آنرا در دل پنهان نگاه داشته بودند …رسول خدا لب به سخن بازکرد ….ای مردم شنیده ام که فرزند ابیطالب می خواهد به خواستگاری دختر ابوجهل برود …این حق اوست وخداوند این حق را به همه مردان داده است ..اما دختر دشمن خدا ودختر رسول خدا در یک مرد جمع نمیشوند …من اجازه نمیدهم فرزند ابیطالب چنین کاری بکند ..وعلی (ع) سر به زیر انداخته بود وسخنی نمیگفت ….پیامبر ادامه دادند ….من اجازه نمیدهم …فاطمه پاره تن من است واگر کسی اورا بیازارد من را آزرده است ……وآنگاه پیامبر به نماز ایستاد …..علی (ع) در خانه رسول بزرگ شده بود ..اواز کودکی در آغوش پیامبر بود ومگر میشد رسول خدا چیزی بخواهد وعلی انجام ندهد؟ هرگز …
علی (ع) دختر ابوجهل را فراموش کرد وتا زمان رحلت زهرا هرگز به فکر ازدواج با زنان دیگر نیفتاد ..ششماه آخر عمر زهرا تنها در کنار اوبود تا به گفته رسول خدا عمل کرده باشد ..اما آنگاه که زهرا رحلت کرد علی نیز با زنان زیادی ازدواج کرد وطبق تواریخ موجود ابتدا زنی از حنفیه را به عقد خود در آورد که حاصل آن ازدواج محمد ابن حنفیه است ..سپس با زنان دیگری ازدواج کرد که حاصل آنها ۳۶ فرزند بود وعباس نیز از فرزندان آن حضرت از ام البنین بود .حتی اسماء همسر ابوبکر نیز پس از رحلت ابوبکر به همسری علی در آمد ومحمد ابن ابوبکر نیز فرزند خوانده علی بود ..این حدیث تنها به داستان خواستگاری علی از دختر ابوجهل مربوط میشود ومخاطب آن شخص علی است …
حال ببینید این حدیث چگونه معنا شده وبه چه صورتهایی تحریف شده است …بخش کامنتها بر روی همه باز است تا نظرات شما را هم ببینیم وبخوانیم ..استناد این واقعیت تاریخی به کتاب سیره ابن هشام است که در کشور ما توسط انتشارات امیر کبیر بنام سیرت رسول الله (ص) چاپ شده است ..اما مشابه این داستان در اغلب کتب تاریخی دیگر هم یافت میشود …خداوند یار ونگهدار تان باد …ذهن می آید ..
سوال این است که چرا پیامبر (ص) این سخن را گفتند؟ اگر منظور ایشان ابراز علاقه به دخترشان بود که خوب باید چنین جملاتی در مورد رقیه وزینب هم میگفتند ..مگر آنها دختران پیامبر نبودند؟ ومگر میشود رسول خدا (ص) فاطمه را دوست داشته باشد اما به زینب ورقیه علاقمند نباشد؟ وسوال دوم اینکه ..جه اتفاقی روی داده بود؟ چه شده بود که پیامبر (ص) از آزار زهرا (س) سخن میگویند ؟ چه کسی زهرا (س) را آزار داده است یا میتواند زهرا (س) را بیا زارد؟ خطاب این جمله به کیست؟ آیا عموم مردم مخاطبند یا فرد خاصی مورد نظر است؟
اگر نگاهی به کتب حدیث شیعه بیاندازیم ..این حدیث وماجرای فدک در کنار هم ذکر میشود …از آنجا که پس از رحلت رسول خدا (ص) فاطمه (س) با خشم وعصبانیت به سوی ابوبکر آمد واز اوخواست تا باغ فدک را که متعلق به رسول خدا بود به اوبدهد وابوبکر از این کار امتناع کرد .این حدیث را به آن ماجرا وصل کرده اند تا نتیجه بگیرند که ابوبکر باعث غضب زهرا شد پس پیامبر را آزرده است و…بقیه داستان را خودتان میتوانید حدث بزنید ..اما واقعیت این است که این دوماجرا هیچ ارتباطی بایکدیگر ندارند …باغ فدک پس از رحلت پیامبر (ص) به بیت المال بر گردانده شد چون پیامبر بارها فرموده بودند نحن معاشر الانبیاء لا نورث …یا بزبانی ساده چیزی از پیامبران به ارث نمیرسد وبر همین مبنا ابوبکر باغ را به بیت المال برگرداند ..اگر ابوبکر اینکار را نمی کرد خود اونیز وضعیت بهتری پیدا میکرد چرا که اولا باغ فدک تنها به فاطمه نمیرسید بلکه بقیه دختران پیامبر وهمسرانش هم از این باغ سهمی بدست می آوردند ..در اینصورت بخشی از باغ فدک به همسر عثمان میرسید وبخشی هم به عایشه دختر ابوبکر که همسر رسول خدا بود لذا برای ابوبکر نیز وضعیت بهتری پیش می آمد هم دخترش صاحب بخشی از باغ میشد وهم رابطه عاطفی اوو زهرا بسیار خوب میشد ..اما ابوبکر از همه این منافع گذشت ورضای خدا را بالاتر از همه رضایت ها دانست …بگذریم که سالها بعد زمانی که علی (ع) به خلافت رسید میتوانست باغ فدک را به صاحبانش یعنی فرزندان زهرا که فرزندان خود اوهم بودند بر گرداند اما نه ابوبکر نه عمر نه عثمان ونه علی هیچکدام چنین کاری نکردند زیرا آن سخن پیامبر برایشان حجت بود ..البته در کتب شیعه گاه آیاتی که در آنها کلمه یورث یا ورث آمده است مورد استناد قرار میگیرد ..مثلا اینکه خداوند میفرماید وورث سلیمان داوود ….منظور این نیست که اموال پیامبر خدا به ارث رسیده است ..بلکه سخن از علم ودانش است واین موارد در قرآن زیاد است …بگذریم …زندگی علی (ع) وفاطمه (س) نیز مانند همه افراد بشر شادیها وغمهایی داشته است اگر چه دوران زندگی حضرت زهرا مانند بقیه دختران پیامبر کوتاه بود اما دوران کوتاه زندگی مشترک زهرا (س) وعلی (ع) نیز فراز ونشیبهایی داشته است ..گاهی اوقات فقر وکمبود های مالی مشکلاتی ایجاد میکرد وگاه بیماریها مشکل ساز میشد اما با صبوری زهرا (س) این مشکلات چندان موثر واقع نمیشد ..در این میان یک موضوع با بقیه موضوعات متفاوت بود …

هیچ نظری موجود نیست: