۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

کلیپی دردناک از درد دل یک سنی عراقی و بیان جنایات روافض…….ببینید و بگریید

کلیپی دردناک از درد دل یک سنی عراقی و بیان جنایات روافض…….ببینید و بگریید
سنی نیوز :در حال سیر در عالم مجازی بودم که ناگهان با کلیپی موا جه شدم که پس از تماشای آن سراسر وجودم بخود لرزید و گریه امانم نداد کلیپی که بیانگر واقعیتی تلخ دارد از آنچه پیروان عبدالله بن سبأ ( روافض )بر سر اهل سنت در عراق می آورند وحشیگری هایی که انسان را بیاد جنایات مغول در بغداد ونصاری در اندلس می اندازد و یا کشتارها و وحشی گری هایی که صربهای جنایتکاردر حق مرد مظلوم بوسنی و کوزوو روا داشتند . یک بیننده عراقی با شبکه خلیجیة تماس می گیرد و سفره دل می گشاید .
ترجمه:
بیننده : السلام علیکم و رحمة الله
مجری: وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته خوش آمدید برادر عبدالکریم از عراق – بفرما
بیننده : درود می فرستم بر تو ای برادر گرامی و همچنین درود دارم خدمت شیخ محمد زغبی
اجازه دهید با صراحت و بی پرده سخنانم را بیان کنم دیر زمانی است که می خواهم با شما تماس بگیرم اما متاسفانه موفق نشدم تا الآن خدا خواست تا بتوان با شما سخن بگویم
ای برادران، من از بغدادم ای بغداد تو را چه شده است آیا مگر نه این است که روزگاری نور چشم بوده ای
من از عراق شما را ندا می زنم
ای دو دوست من آیا نیم چشم اندوهناکی هست تا بر بغداد بگرید شاید بتوانم او را یاری رسانم
ای شیخ محمد من همراه هزاران زن ومرد اهل سنت در زندان بودم و آنها امانتی را بر دوش من گذاشتند گفتند : اگر از میان مسلمانان کسی را نیافتی که به فریاد ما برسد از روسیه کمک بخواه و از هر انسانی که می تواند به فریاد ما برسد کمک بخواه.
دولت زندانها را با اهل سنت پر کرده است
وامحمداه .. وا نبیاه
ای شیخ بدان که ریشهای مردم را سوزاندند و آنها را در پشت ( دبر ) شیوخ گذاشتند و از من خواستند در مورد مادرم عائشه و ابوبکر جک و لطیفه بسازم اما من خودداری کردم سپس آنها در صورتم تف کرده و نجاست بر روی ریشهایم قرار دادند … اهل سنت را نجات دهید .
وامحمداه… وانبیاه…. وا اسلاماه
از اهل سنت دفاع کنید کودکان اهل سنت را در خیابانها می سوزانند به جرم اینکه نامشان ابوبکر و عمر و عثمان است و اگر کسی نامی از نامهای صحابه داشته باشد و بخواهد از آنها دفاع کند او را به زندان می فرستند .
از ما خواستند تا به مادرمان عائشه ناسزا بگوییم اما ما خودداری کردیم سپس آنها ناخنهای ما را کشیده و انگشتانمان را قطع کردند .
ای شیخ من امانتی را بر دوشت می گذارم خدایا خدایا تو شاهد و گواه باش که من امر را رساندم
دختری را دیدم که ربوده می شد و فریاد می زد و می گفت : بخدا سوگند من باکره هستم ، من حافظ قرآن هستم سپس فریاد می زد چه کسی است که به رسول الله بگوید مردها را برشمارد
ناموس رسول الله دریده می شود ای شیخ .
بشنو ای شیخ همانا من این سخنان را رساندم در حالی که همچنان در سوختگی را در بدنم احساس می کنم همانا من پسرم را از دست دادم که اسمش عمر بود و دخترم را از دست دادم که نامش عائشه بود .
کودکی را زنده سوزاندند و بر روی بدنش پیاز گذاشتند زیرا نامش عمر بود در حالیکه سه سال بیشتر عمر نداشت و او را پس از سوزاندن به پدرش تحویل دادند.
خدایا من این سخنان را رساندم خدایا تو گواه باش که من این سخنان را رساندم
خدایا ما را نجات ده
آیا معتصمی وجود ندارد ؟؟!!! آیا این تیمیه ای نیست ؟!!!۱
مجری: خدا با شماست ای برادرم عبدالکریم از خداوند می خواهیم که شما را بر دشمنانتان پیروز نماید و عزت و بزرگی را به عراق بازگرداند و خطاب به اهل عراق می گوییم : صبر پیشه کنید و دیگران را به صبر تشویق کنید و خدا باشماست…خدا باشماست… خدا باشماست ، همه ما با شما هستیم و تمام چیزی که ما در این منبر در دست داریم این است که حرف حق را بگوییم و من از همه مسلمانان می خواهم که دستان خود را بسوی خداوند بزرگی که بر همه چیز تواناست بلند نموده و پیروزی شما را بخواهند و ما از خداوند این را می طلبیم .
صبر پیشه کنید و دیگران را به صبر پیشه نمودن تشویق کنید و بدانید که شما بر خیر هستید به اذن خداوند قلبهای ما با شماست خداوند شما را حفظ کند ای برادر عبدالرکریم.

هیچ نظری موجود نیست: