۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

انتخابات، کشتار 67, موسوی




نوشته مدیار (مجتبی) سميع نژاد :خوش‌حال‌ام که آمدید آقای موسوی
میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری است. کاندیدایی که به هیچ عنوان و تحت هیچ منطقی نمی‌تواند رئیس‌جمهوری منتخب و مورد اعتماد من و بسیاری دیگر باشد؛ چرا که او به صورت بسیار شفاف مواضع خود را در مورد «قانون اساسی»، «زندانیان سیاسی» و
«وضعیت دانش‌جویان» و بسیاری موارد دیگر که جزو دغدغه‌های ما است، سخن گفته و تمامی مواضع خود را اعلام کرده ست. وقتی او اعلام می‌کند که خواستار «تغییری» در قانون اساسی نیست، بسیاری نکته‌ها برای عدم اعتماد به وی مشخص و روشن می‌شود.البته که این تمام موارد برای داشتن این‌چنین تصمیمی نیست، گذشته‌ي او، کارهایی که کرده، سکوت بیست‌ساله و... و ... و... از مواردی هستند که وی را در زمره‌ی کسانی قرار می‌دهد که نتوانیم و نشود به وی اعتمادی داشته باشیم.اما آمدن میرحسین موسوی به عرصه‌ی انتخابات یک حسن بسیار بزرگ داشت، حسن بزرگی که تنها و تنها با آمدن شخصی چون وی به چنین عرصه‌یی می‌توانست اتفاق بیافتد.تصویر بالا همسر موسوییکی از بزرگ‌ترین مسائل و مواردی که جمهوری اسلامی در طول حیات‌اش با آن دست به گریبان بوده و هماره از جانب آن احساس خطر می‌کرده و می‌کند، ماجرای کشتار سال 1367 است. در این سال بسیاری از زندانیان که تعداد آن هنوز مشخص نشده در زندان‌های سراسر ایران در طی مدت کوتاهی و در چارچوبی غیر قانونی و غیرانسانی اعدام و تیرباران شدند. بیش از بیست سال از این موضوع می‌گذرد و هنوز هیچ کس به صورت صریح پاسخ‌گوی چنین جنایت وحشت‌ناکی نبوده است. هنوز هیچ مقامی نخواسته و نتوانسته در مورد این مساله حرفی بزند. تنها آیت‌الله منتظری در کتاب خاطرات خود گوشه‌یی از این ماجرا را بازگو کرده است، کسی که بنا بر گفته‌ها به شدت مخالف این اتفاق بوده و در برابر آن ایستاده و به همین دلیل مورد غضب قرار گرفته است.تا کنون بسیاری از فعالین سیاسی و مدنی و بازمانده‌گان این جنایت مورد غضب واقع شده‌اند به زندان افتاده‌اند و با آن‌ها برخورد صورت گرفته است. آخرین نمونه‌ی آن جعفر اقدامی است که به خاطر شرکت در مراسم سال‌گرد این فاجعه بازداشت شده و بعد از یک سال انفرادی به 5 سال زندان محکوم شده است.با همه‌ی این‌ها آمدن میرحسین موسوی به عرصه ی انتخابات این حسن بزرگ را داشت که تابوی سکوت این فاجعه که در نتیجه‌ی سرکوب بیست ساله‌ی آن بود برداشته شود و همه قلمی به دست بگیرند و چیزی از آن بنویسند و از نقش و تاثیر و کوتاهی و هر چیز دیگر که فکر می‌کنند موسوی در آن دخیل بوده یا نبوده بنویسند و طرح پرسش کنند. و موسوی نتوانسته از خیل این سوال‌ها فرار کند و از زیر بار مسئولیتی که داشته شانه خالی کند. او هفته‌ي قبل مجبور به پاسخ در این مورد شد، هر چند که پاسخ اش فرافکنی بود و توپ را به زمین دیگران انداختن؛ اما خوبی‌ی ماجرا این‌جا است که یک نفر از مسئولین آن روزگار چیزی در مورد این فاجعه گفته است و تابوی آن شکسته شده است.به نظر میرحسین موسوی فکر این‌جای کار را نمی کرد و به ذهن‌اش هم نمی‌رسید ماجرایی که در روزگار تصدی‌گری‌اش در پست نخست‌وزیری اتفاق افتاده و همیشه سرکوب شده، امروز این‌طور باعث دردسرش بشود.گر چه دوست ندارم که کسی چون موسوی با آن گذشته‌اش و با این افکارش رئیس‌جمهوری کشورم باشد، که شرایط هم می‌گوید نمی‌شود، اما از آمدنش به خاطر این موضوع که بحث و فرصت صحبت درباره فاجعه‌ی کشتار 67 را پدید آورد بی‌نهایت خوش‌حال‌ام.

هیچ نظری موجود نیست: